که هستم...
هرگز احساس ضعف و ناتوانی نکرده ام جز در مقابل کسی که از من پرسید <<تو کیستی؟>>(جبران خلیل جبران)
<<شو پنهاور>> ، فیلسوف آلمانی ، در حالی که برای سوالات آزار دهنده اش به دنبال پاسخ می گشت ، در خیابان پرسه می زد وقتی از کنار باغی می گذشـــت تصمیم گرفت بنشیند و گلها را تماشا کند . یکی از اهـــالی آنجا رفتار عجیـــــب فیلسوف را دید و پلیس را خبر کرد. چند دقیقه بعد افسری به شو پنهاور نزدیک شد و بی ادبانه پرسید <<کی هستی؟>>
شو پنهاور سراپای پلیس را برانداز کرد و گفت:(اگر بتوانید به من کمک کنید که جواب این پرسش را پیدا کنم تا ابد سپاسگذار شما خواهم بود...)
تصور می کنم اگر ما با خودمان روراست باشیم جذابترین پرسش دنیا این است: من کیستم؟ منظور از من چیســـت ؟اصل وجود را نمی توان معاینه کرد. همانطور که بــــدون استفاده از آینه نمی توان چشم های خود را دید ، دندان های خود را نمی توان گاز گرفت و نوک انگشت کوچک دســت چپ را لمس کرد به همین دلیل پرســـش در مورد این کـــه<< که هستم >> همیشه با رمز و رازی ژرف همراه است.<< آلن واتس >>