باران

 




آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم

خود به خود هوس باران را میکنم

آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود

هوس یک کوچه تنها را میکنم

آن لحظه است که دلم میخواهد تنهایی در زیر باران

بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم

قدم بزنم تا خیس خیس شوم ،

خیس تر از قطره های باران….

خیس تر از آسمان و درختان

آن لحظه که خیس خیس می شوم ،

دلم میخواهد باز زیر باران بمانم ،

دلم نمیخواهد باران قطع شود

دلم میخواهد همچو آسمان که بغضش را خالی میکند ،

خالی شوم ، از دلتنگی ها ، از این شب پر از تنهایی.

تنها صدای قطره های باران را می شنوم ،

اشک میریزم ، و آرزوی یارم را میکنم

دلم میخواهد

آسمان با اشکهایش 

سیل به پا کند....!

برای عشق...

برای عشق
 تمنا كن ولی خار نشو
 برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده
 برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو
 برای عشق مثل شمع بسوز ولی
 نگذار پروانه ببینه

 برای عشق
 پیمان ببند ولی پیمان نشكن
 برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر
 برای عشق وصال كن ولی
 فرار نكن

 برای عشق زندگی
 كن ولی عاشقونه زندگی كن
 برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش
 برای عشق خودت باش ولی
 خوب باش

for   B.M

تولدت مبارک

گرچه نمی دانم کجایی

لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای
خیره به آسمان
و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی میکند.
زیرلب میگویی:
دیگه مهم نیست!
... ... و یك چیزی توی زندگی ات تمام میشود
بترس از روزی که دیگر برایم مهم نباشی ..

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

زیر باران غزلی خواند، دلش تر شد و رفت

 

چه تفاوت که چه خورده ست، غم دل یا سم

آن قدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت

 

روز میلاد همان روز که عاشق شده بود

مرگ با لحظه دیدار برابر شد و رفت

 

او کسی بود که از غرق شدن می ترسید

عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

 

هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد

دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت

مجید خراطها

صحبت های گرم و صمیمی سلطان احساس مجید خراطها , با شما طرفداران عزیز

[ به همراه قطعه شعر جدید سروده شده , به مناسبت 7 مهر سالروز تولد مجید خراطها ]

مصاحبه جدید مجید خراطها

برای دانلود روی آهنگ مورد نظر خود کلیک راست کنید و بعد گزینه Save Target As را بزنید

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps

دانلود مصاحبه

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدا
بنشینید به باغی و مرا یاد کنید

عندلیبان گل سوری به چمن کرد ورود
بهر شاد باش قدومش همه فریاد کنید

یاد از این مرغ گرفتارکنید ای مرغان
چو تماشای گل و لاله و شمشاد کنید

هر که دارد ز شما مرغ اسیری به قفس
برده در باغ و یاد منش  آزاد کنید

آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک
فکر ویران شدن خانه  صیاد کنید

شمع اگر کشته شد از یاد مدارید عجب
یاد پروانه هستی شده بر باد کنید

بیستون بر سر راه است مبادا از شیرین
خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید

جور و بیداد کند عمر جوانان  کوتاه
ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید

گر شد از جور شما خانه موری ویران
خانه خویش محال است که آباد کنید

کنج ویرانه زندان شد اگر سهم بهار
شکر آزادی و آن گنج خدا داد  کنید