مينويسم نامه و روزي از اينجا ميروم / با خيال او ولي تنهاي تنها ميروم / در جوابم شايد او حتي نگويد
کيستي / شايد او حتي بگويد لايق من نيستي / مينويسم من که عمري با خيالت زيستم / گاهي از من
ياد کن ، حالا که ديگر نيستم
مينويسم نامه و روزي از اينجا ميروم / با خيال او ولي تنهاي تنها ميروم / در جوابم شايد او حتي نگويد
کيستي / شايد او حتي بگويد لايق من نيستي / مينويسم من که عمري با خيالت زيستم / گاهي از من
ياد کن ، حالا که ديگر نيستم
شک هایت را باور نکن
و هیچگاه
به باورهایت شک نکن
چیزی نمی تونم بگم ، قراره از من بگذری
چیزی نگو می فهممت ، باید از این خونه بری
چند سال از امشب بگذره؟ ، تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم ، خاموش خاموشت کنم
تنهاییامو بعد از این ، با قلب کی قسمت کنم؟
واسه فراموش کردنت ، باید به چی عادت کنم؟
تو باید از من رد بشی ، من باید از تو بگذرم
کاری نمی تونم کنم ، باید بیفتی از سرم
بعد از تو باید با خودم ، تنهای تنها سر کنم
یک عمر باید بگذره ، تا امشبو باور کنم
چند سال از امشب بگذره؟ ، تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم ، خاموش خاموشت کنم
چند سال از امشب بگذره؟ ، با من یکی هم خونه شه
احساس امروزم به تو ، تنها یه شب وارونه شه
تنهاییامو بعد از این ، با قلب کی قسمت کنم؟
واسه فراموش کردنت ، باید به چی عادت کنم؟
تو باید از من رد بشی ، من باید از تو بگذرم
کاری نمی تونم کنم ، باید بیفتی از سرم
بعد از تو باید با خودم ، تنهای تنها سر کنم
یک عمر باید بگذره ، تا امشبو باور کنم
چند سال از امشب بگذره؟ ، تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم ، خاموش خاموشت کنم
چند سال از امشب بگذره؟ ، با من یکی هم خونه شه
احساس امروزم به تو ، تنها یه شب وارونه شه
چیزی نمی تونم بگم...
خدایا چه قدر محتاج توام وقتی فصل اشک سر می رسد چه قدر باید دنبال دست هایت در شلوغی خیابان های خیس بگردم؟!
تعجب نکن اگر شعر تازه ای برای تو نمی نویسم !
هیچ مدادی ، وقتی خیس میشود … نمی نویسد...