امام رضا ...
اگه ضمانت دلم را نکنی چه کنم...؟
دیوانه رنگ زرد گنبد شده ام، چه کنم ...؟
آقا مدتی است که دلم حال کبوتر دارد،
مدتی است که لبم تشنگی سقا خانه ات را دارد،
مدتی است که چشمم بی قراری ایوان طلایت را دارد،
می دانم صحن و حرمت صفا صفا دارد
چرا که این دلم اربابی چون رضا دارد.
بگذار ساده بگویم آقا ...
مدتی است که این دلم حال و هوای مشهدالرضا دارد
بطلب که این بنده طلبها دارد آقا
در این روز زیارتی خاصت.
کاخ همه شاهان جهان را که بگردی
یک پنجره فولاد ندارد.
هديه مدير یک رستوران به زن باردار
وقتي صورت حساب را ديدم کمي جا خوردم اما هم دلگرم شدم و هم احساس خوبي به من دست داد از اينکه يک فرد غريبه براي من و شاد کردن من کاري انجام داده است.
انعکاس: يک خانم باردار امريکايي که ماههاي آخر بارداري اش را سپري ميکرد براي ميل کردن يک وعده غذايي وارد يک رستوران شيک شد. او خسته و سنگين روي يکي از صندليها نشست و غذاي خود را سفارش داد و بعد از خوردن غذا درخواست صورت حساب کرد او روي فيش صورت حساب جمله اي ديد که باعث تعجب ودر عين حال خوشحالي اش شد.
اين خانم باردار که نامش فاش نشده است ميگويد: وقتي صورت حساب را ديدم کمي جا خوردم اما هم دلگرم شدم و هم احساس خوبي به من دست داد از اينکه يک فرد غريبه براي من و شاد کردن من کاري انجام داده است.
روي فيش صورتحساب به جاي نام خريدار نوشته شده بود" مادر زيبا و خوش شانس آينده" صاحب اين رستوران که خود يک زن مهربان و خوش قلب است از دريافت پول غذا نيز خودداري کرده و به مادر باردار گفت اين وعده غذايي هديه رستوران ما به شما و فرزندتان است و اميدواريم از اين غذا لذت برده باشيد.
اين مسئله عکس العمل مثبت وسيع رسانه اي به همراه داشته است . يک پزشک متخصص بارداري ميگويد:ماههاي آخر بارداري خانمها به دليل سنگيني زياد و اختلالات در خواب راحت و خستگي مداوم اکثرا دچار افسردگي ميشوند و اين بسيار مهم است که از سوي اطرافيان حمايت شده و مورد توجه قرار گيرند. اين اتفاق اگرچه ساده و پيش پا افتاده تاثير بسيار زيادي روي اين خانم خواهد داشت.
اين زن باردار ميگويد به قدري تحت تاثير اين اتفاق قرار گرفته و احساس خوشايندي را تجربه کرده است که تصميم دارد نام صاحب رستوران را روي فرزندش که يک دختر است بگذارد.
این زن ایرانی مغز ریاضیات در آمریکا است
مریم میرزاخانی (زاده ۱۹۷۷) ریاضیدان و استاد ایرانیتبار دانشگاه استنفوردساکن آمریکا است.
او طی تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران در سالهای ۱۹۹۴ (هنگکنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) برنده مدال طلا در المپیاد جهانی ریاضی شد. سپس کارشناسی ارشد خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف گرفت و برای ادامه تحصیل دکترا به دانشگاه هاروارد رفت.
حتــــی.... کفش هم اگر تنگ باشد . . . زخــــم مـی کند وای به حال دل ...
ایمانت را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است
فقط در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی

قشنگ این است که مهم باشی !
که عشق، خود میداند آئین بزرگ دانستنت را
بگذار عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسی
هر روز صبح در آفریقا، آهویی از خواب بیدار میشود
و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچرد
آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود
در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد
میداند که باید از آهو سریعتر بدود، تا گرسنه نماند
مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ...
مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت
با تمام توان
و با تمام وجود شروع به دویدن کنی
زلال تر از قطرات اشک
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی
یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست
خوبی که به کسی می کنی
بدی که کسی به تو می کند
در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار
در سفره ای نشستی شکمت را نگه دار
در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار
در نماز ایستادی دلت را نگهدار
یکروز با تو و یک روز علیه تو
روزی که با توست مغرور مشو و روزی که علیه توست مایوس نشو
چرا که هر دو پایان پذیرند
به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد
عشق و هوس
چون اولی مقدس است و دومی شیطانی
اولی تو را به پاکی می برد و دومی به پلیدی
چگونه از آنها استفاده میکنی؟
مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب؟
زندگی گیر یا زندگی بخش؟
هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش که کوچکیش جبران شود
هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یکی ندان
همه اینها اجزاء کوچکتر عشق هستند نه خود عشق
همیشه با خدا درد دل کن نه با خلق خدا و فقط به یگانه عالم توکل کن
آنگاه می بینی که چگونه قبل از اینکه خودت دست به کار شوی، کارها به خوبی پیش می روند
ازخدا خواستن عزت است
اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حکمت است
از خلق خدا خواستن خفت است
اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است
و در نظر داشته باش که
برای او غیر ممکن وجود ندارد و تمام غیر ممکن ها فقط برای توست
مست بگو راست بگو
تا نفسی هست بگو هرچی دلت خواست بگو
خسته و بی تاب شدم محو شدم خواب شدم
خسته از این پنجره ها منتظر قاب شدم
گریه بر این حال کشید اشک بر این فال کشید
بر تن بی دست خدا نقش دوبال کشید
خاک شدم هست شدم باهمه یکدست شدم
تشنه ی بی آب شدم نیست از این هست شدم
مست بگو راست بگو
تانفسم هست بگو هر چی دلت خواست بگو
خسته و بی تاب شدم محو شدم خواب شدم
خسته از این پنجره ها منتظر قاب شدم
stm_azad
راز شادکامی
بزرگی میگفت راز شادکامی در این است که :
به اندازه ای که تلاش کرده ایم آرزو کنیم،
یا هر آرزو یی داریم ، از این به بعد به اندازه اش تلاش کنیم ...
غذای روح چیست
فردی از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خدا پذیرفت.
او را وارد اتاقی نمود که جمعی از مردم در اطراف یک دیگ بزرگ غذا نشسته بودند. همه گرسنه، ناامید و در عذاب بودند. هرکدام قاشقی داشت که به دیگ می رسید ولی دسته ی قاشق ها بلندتر از بازوی آن ها بود، بطوری که نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانند!
عذاب آن ها وحشتناک بود. آنگاه خداوند گفت: اکنون بهشت را به تو نشان می دهم.
او به اتاق دیگری که درست مانند اولی بود وارد شد. دیگ غذا، جمعی از مردم، همان قاشقهای دسته بلند. ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند.
آن مرد گفت: نمی فهمم؟ چرا مردم در اینجا شادند در حالیکه در اتاق دیگر بدبخت هستند، باآنکه همه چیزشان یکسان است؟
خداوند تبسمی کرد و گفت: خیلی ساده است، در اینجا آن ها یاد گرفته اند که یکدیگر را تغذیه کنند.
هر کس با قاشقش غذا در دهان دیگری می گذارد، چون ایمان دارد کسی هست در دهانش غذایی بگذارد.
عزیز جان
خسته و پریشانم
در غم تو گریانم
از همه گریزانم
تا رهد ز تن جانم
تو که گفتی
به پیش من بمان
چرا چنین نهان
مرا به حال خود رها کردی
چرا ندیده ای
که از غمت فغان
رود به آسمان
چه گویمت مرا فدا کردی
مگر که جان به لب رسد
که یادت از نظر رود
چرا تو بیخبر زما رفتی
چه می شود عیان شوی
مرا عزیز جان شوی
بگو چرا بگو کجا رفتی
دیده بر رهت دارم
در دل شب تارم
در غم تو بیمارم
تا دوباره برگردی
تا دوباره برگردی
به هر کرانه رفته ای
به یک بهانه رفته ای
دلم نشانه رفته ای
بجویمت ز بی نشان ها
دوباره پیش من بیا
ببین که می شود به پا
نوای شور و نغمه ها
به کوه و دشت و آسمان ها
ببین که دل شکسته ام
به گوشه ای نشسته ام
بجز تو دل نبسته ام
دمی بمان به پیش من عزیز جانم
ز دیده خون شود روان
به یادت ای امید جان
ز چشم من مشو نهان
که در فراق روی تو رسد خزانم
دیده بر رهت دارم
در دل شب تارم
در غم تو بیمارم
تا دوباره برگردی
تا دوباره برگردی
تا دوباره برگردی

باهرکه راست گشتم بامن کج شد
دل به هرکس دادم بامن لج شد
دوست راخواستم دواباشد:دردشد
دلگرم هرکس شدم عاقبت دل"سردشد
انکس که به گمانم دوست بود:دشمن شد
انکس که دردلم بود:دورازمن شد
چهره ام درچشمانش غریب شد
دوستی ام درگمانش فریب شد
این چه دنیایست که دل شکستن رسمش شد؟
بیوفایی ونامردی اسمش شد!
قلب های شكسته
در حدیث آمده است كه خداوند می فرماید:
«انا عند المنكسره قلوبهم؛ "
من همدم قلب های شكسته هستم»
یعنی انسان دل شكسته در پیشگاه خداوند
دارای جایگاه ویژه ای است و مورد توجه خداوند می باشد
و دعا و نفرین انسان دل شكسته خیلی زود اثر می بخشد.
به طور كلی شكستن دل انسان مؤمن كه به تعبیر روایات،
احترام او از كعبه بیشتر است،
دارای آثار وضعی و جانبی فراوانی است
و دلی كه شكست به سادگی التیام نمی یابد
و جبران آن دشوار است.
کوچه ها را بلد شدم
کوچه ها را بلد شدم
رنگهای چراغ راهنما
جدول ضرب
دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم
اما گاهی میان آدمها گم میشوم
آدم ها را بلد نیستم.!















