مثبت باشید....

امشب لیله الرغائب یا شب آرزوهاست .
پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اولین شب جمعه ماه رجب را «لیلة الرغائب» نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند...
هر كسي آرزو و خواسته هايي دارد كه دوست دارد به آنها برسد در ضمن تلاش و كوشش براي رسيدن به خواسته ها توجه خود را معطوف به خالق يكتا كردن و از او كمك خواستن نيز لازم است .
هر روز و هر زمان و لحظه هم براي اين خواستن دير نيست .ولي يكي از شبهايي كه تاكيد بسيار شده از آرزوها و خواسته هايتان با خالقتان نجوا كنيد اولين شب جمعه ماه رجب است !يعني همين امشب .
التماس دعا...
گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد... گاهی دلم دوکلمه حرف مهربانانه میخواهد... نه به شکل " دوستت دارم" و یا نه به شکل " بی تو میمیرم " ... ساده شاید ، مثل :
" دلتنگ نباش، امیدت به خدا ... فردا روز دیگری ست ! "
باید به خودم فشار بیاورم تا تمام لحظه هایی را تجربه کنم که خدا امروز به من بخشیده.
در لحظه نمی توان صرفه جویی کرد،
جایی برای ذخیره لحظات وجود ندارد،
تا سر فرصت و آرامش، برگردیم و از آن ها استفاده کنیم،
اگر از این لحظات لذت نبرم، آن ها را لاجرم و برای همیشه از دست می دهم.
باید لحظات کوچک امروز را بپذیرم، که همه چیز در چرخشند.
تنها بدین گونه می توانم از دردم رها شوم و زندگی ام را باز بسازم…..
هروقـت از دسـت کسـی ناراحـت شـدی.فـقـط یـک لحظــه..فقـط یـک لحظـه....بـه نبودنش یا نداشتنـش فـــکر کـــن... ...
ساده برای خودم ...
صُبح ها جلوی ِ آینه به خود َم سلام و بُغض بخیر می گویم ...
گفته بودی برایت چیزی بنویسم
چیزی نمی نویسم !
چشم هایم را که بخوانی
برای ســـــــــــال ها از تو نوشتن کافی است . . .

آنروز که سقف خانه ها چوبی بود
گفتار و عمل در همه جا خوبی بود ...
امروز بنای خانه ها سنگ شده
دلها همه با بنا هماهنگ شده ...
نگران نباش، " حال من خوب اسـت " بزرگ شده ام...
دیگر آنقدر کوچک نیستـم که در دلتنگی هـــایم ،
در دردهایم گم شـوم... آمـوختـه ام،
که این فـاصله ی کوتـاه،
بین لبخند و اشک نامش "زندگیست"
راسـتی،
دروغ گـفتن را نیـز، خـوب یاد گـرفتـه ام...
"حـال من خوب است" ... خوب خوب
حواست به دلت باشد...
آن را هر جایی نگذار...
این روز ها
دل را می دزدند بعد که به دردشان نخورد جای صندوق پست
آن را در سطل آشغال می اندازند.....
و تو خوب میدانی
دلی که المثنی شد دیگر دل نمی شود....
امام رضا ...
اگه ضمانت دلم را نکنی چه کنم...؟
دیوانه رنگ زرد گنبد شده ام، چه کنم ...؟
آقا مدتی است که دلم حال کبوتر دارد،
مدتی است که لبم تشنگی سقا خانه ات را دارد،
مدتی است که چشمم بی قراری ایوان طلایت را دارد،
می دانم صحن و حرمت صفا صفا دارد
چرا که این دلم اربابی چون رضا دارد.
بگذار ساده بگویم آقا ...
مدتی است که این دلم حال و هوای مشهدالرضا دارد
بطلب که این بنده طلبها دارد آقا
در این روز زیارتی خاصت.
کاخ همه شاهان جهان را که بگردی
یک پنجره فولاد ندارد.
وقتي صورت حساب را ديدم کمي جا خوردم اما هم دلگرم شدم و هم احساس خوبي به من دست داد از اينکه يک فرد غريبه براي من و شاد کردن من کاري انجام داده است.
انعکاس: يک خانم باردار امريکايي که ماههاي آخر بارداري اش را سپري ميکرد براي ميل کردن يک وعده غذايي وارد يک رستوران شيک شد. او خسته و سنگين روي يکي از صندليها نشست و غذاي خود را سفارش داد و بعد از خوردن غذا درخواست صورت حساب کرد او روي فيش صورت حساب جمله اي ديد که باعث تعجب ودر عين حال خوشحالي اش شد.
اين خانم باردار که نامش فاش نشده است ميگويد: وقتي صورت حساب را ديدم کمي جا خوردم اما هم دلگرم شدم و هم احساس خوبي به من دست داد از اينکه يک فرد غريبه براي من و شاد کردن من کاري انجام داده است.
روي فيش صورتحساب به جاي نام خريدار نوشته شده بود" مادر زيبا و خوش شانس آينده" صاحب اين رستوران که خود يک زن مهربان و خوش قلب است از دريافت پول غذا نيز خودداري کرده و به مادر باردار گفت اين وعده غذايي هديه رستوران ما به شما و فرزندتان است و اميدواريم از اين غذا لذت برده باشيد.
اين مسئله عکس العمل مثبت وسيع رسانه اي به همراه داشته است . يک پزشک متخصص بارداري ميگويد:ماههاي آخر بارداري خانمها به دليل سنگيني زياد و اختلالات در خواب راحت و خستگي مداوم اکثرا دچار افسردگي ميشوند و اين بسيار مهم است که از سوي اطرافيان حمايت شده و مورد توجه قرار گيرند. اين اتفاق اگرچه ساده و پيش پا افتاده تاثير بسيار زيادي روي اين خانم خواهد داشت.
اين زن باردار ميگويد به قدري تحت تاثير اين اتفاق قرار گرفته و احساس خوشايندي را تجربه کرده است که تصميم دارد نام صاحب رستوران را روي فرزندش که يک دختر است بگذارد.
مریم میرزاخانی (زاده ۱۹۷۷) ریاضیدان و استاد ایرانیتبار دانشگاه استنفوردساکن آمریکا است.
او طی تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران در سالهای ۱۹۹۴ (هنگکنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) برنده مدال طلا در المپیاد جهانی ریاضی شد. سپس کارشناسی ارشد خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف گرفت و برای ادامه تحصیل دکترا به دانشگاه هاروارد رفت.
حتــــی.... کفش هم اگر تنگ باشد . . . زخــــم مـی کند وای به حال دل ...
ایمانت را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است
فقط در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی

مست بگو راست بگو
تا نفسی هست بگو هرچی دلت خواست بگو
خسته و بی تاب شدم محو شدم خواب شدم
خسته از این پنجره ها منتظر قاب شدم
گریه بر این حال کشید اشک بر این فال کشید
بر تن بی دست خدا نقش دوبال کشید
خاک شدم هست شدم باهمه یکدست شدم
تشنه ی بی آب شدم نیست از این هست شدم
مست بگو راست بگو
تانفسم هست بگو هر چی دلت خواست بگو
خسته و بی تاب شدم محو شدم خواب شدم
خسته از این پنجره ها منتظر قاب شدم
stm_azad
بزرگی میگفت راز شادکامی در این است که :
به اندازه ای که تلاش کرده ایم آرزو کنیم،
یا هر آرزو یی داریم ، از این به بعد به اندازه اش تلاش کنیم ...
فردی از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خدا پذیرفت.
او را وارد اتاقی نمود که جمعی از مردم در اطراف یک دیگ بزرگ غذا نشسته بودند. همه گرسنه، ناامید و در عذاب بودند. هرکدام قاشقی داشت که به دیگ می رسید ولی دسته ی قاشق ها بلندتر از بازوی آن ها بود، بطوری که نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانند!
عذاب آن ها وحشتناک بود. آنگاه خداوند گفت: اکنون بهشت را به تو نشان می دهم.
او به اتاق دیگری که درست مانند اولی بود وارد شد. دیگ غذا، جمعی از مردم، همان قاشقهای دسته بلند. ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند.
آن مرد گفت: نمی فهمم؟ چرا مردم در اینجا شادند در حالیکه در اتاق دیگر بدبخت هستند، باآنکه همه چیزشان یکسان است؟
خداوند تبسمی کرد و گفت: خیلی ساده است، در اینجا آن ها یاد گرفته اند که یکدیگر را تغذیه کنند.
هر کس با قاشقش غذا در دهان دیگری می گذارد، چون ایمان دارد کسی هست در دهانش غذایی بگذارد.