علامه طباطبایی
مرحوم علّامه حسینی تهرانی یکی از شاگردان علّامه طباطبایی نقل کرد:من هر وقت خدمت علامه طباطبایی،صاحب تفسیر باارزش المیزان می رسیدم،بدون استثنا برای بوسیدن دست ایشان خم می شدم،ولی ایشان دست خود را لای عبا پنهان می کردند،و چنان حیا و خجالت در ایشان پیدا می شد که مرا شرمنده می کرد.
یک روز عرض کردم:ما برای فیض و برکت و نیاز،دست شما را می بوسیم،چرا مضایقه می فرمایید؟سپس عرض کردم:آیا شما این روایت را که منسوب به امیرمومنان علی-علیه السلام- است قبول دارید که فرمود:«من عَلَّمَنی حرفاً فقد صَیَّرنی عبداً: کسی که یک حرف به من بیاموزد،مرا عبد خود ساخته است».
فرمود:بلی،روایت مشهوری است،و متنش نیز با موازین مطابقت دارد.
عرض کردم:شما این همه کلمات را به ما آموخته اید،ومکرّر مرا بندۀ خود ساخته اید،آیا از ادب بنده این نیست که دست مولای خود را ببوسد و بدان تبرک جوید؟
علامه طباطبایی با لبخند ملیحی فرمود:«ما همه بندگان خداییم».
{حکایتهای شنیدنی،محمد محمدی اشتهاردی،ص216}.