گفته بودی برایت چیزی بنویسم
چیزی نمی نویسم !
چشم هایم را که بخوانی
برای ســـــــــــال ها از تو نوشتن کافی است . . .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 22:50 توسط معصومه
|
گفته بودی برایت چیزی بنویسم
چیزی نمی نویسم !
چشم هایم را که بخوانی
برای ســـــــــــال ها از تو نوشتن کافی است . . .

آنروز که سقف خانه ها چوبی بود
گفتار و عمل در همه جا خوبی بود ...
امروز بنای خانه ها سنگ شده
دلها همه با بنا هماهنگ شده ...
نگران نباش، " حال من خوب اسـت " بزرگ شده ام...
دیگر آنقدر کوچک نیستـم که در دلتنگی هـــایم ،
در دردهایم گم شـوم... آمـوختـه ام،
که این فـاصله ی کوتـاه،
بین لبخند و اشک نامش "زندگیست"
راسـتی،
دروغ گـفتن را نیـز، خـوب یاد گـرفتـه ام...
"حـال من خوب است" ... خوب خوب
حواست به دلت باشد...
آن را هر جایی نگذار...
این روز ها
دل را می دزدند بعد که به دردشان نخورد جای صندوق پست
آن را در سطل آشغال می اندازند.....
و تو خوب میدانی
دلی که المثنی شد دیگر دل نمی شود....