خطا از من است، می دانم.
از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد”
اما به دیگران هم دلسپرده ام
از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین”
اما به دیگران هم تکیه کرده ام
اما رهایم نکن
بیش از همیشه دلتنگم
به اندازه ی تمام روزهای نبودنم
خطا از من است، می دانم.
از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد”
اما به دیگران هم دلسپرده ام
از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین”
اما به دیگران هم تکیه کرده ام
اما رهایم نکن
بیش از همیشه دلتنگم
به اندازه ی تمام روزهای نبودنم
خدایا
خوش به حال آنکه قلبش مال توست
حال و روزش هر نفس، احوال توست
خوش به حال آنکه چشمانش تویی
آرزوهایش همه آمال توست
و پایان یافت لحظههای گرم نیایش، لحظههای امیدبخش سخن گفتن بیپرده با خدا، لحظههای صمیمی یگانه شدن با ملکوت، لحظههای سبز اعتکاف، اعتکافی آگاهانه و خردمندانه.
و ما چه قدر به تو محتاجیم و از تو دوریم با آن که تو ما را دوست داری، با آن که دلبر یگانه مایی با آن که بیتو تنها هستیم، با آن که دلمان با یاد تو روشن میشود، با آن که جانمان با خواندن غزل ازل شکوفا میگردد.
و ما چه قدر به تو نیازمندیم، در حالی که خودمان را بینیاز نشان میدهیم و فکر میکنیم بینیازی مد است و در این روزگار چه چیزها که مد نمیشود و چه چیزها که ما را از خودمان و خداییمان دور نمیکند.
و ما چه خدای خوبی داریم، در حالی که هر گامی که بر میداریم به جای آن که به او نزدیک شویم، از او دور میشویم ما چرا گامهایی بر میداریم که از خود و خدایمان دور میشویم و به لحظههای ناب نیایش نمیاندیشیم که میتواند ما را با خودمان آشنا سازند و به خدایمان برساند.
و این اعتکاف نیز گذشت و این ماه عبادت نیز میگذرد، ولی هر لحظه میتوان خدا را صدا زد و هر دم میتوان خود را در برابر آینه جان یافت و اندیشهها و باورهایمان را مرور کنیم و بررسی کنیم و نقد کنیم.
سلام دوستان عزیزم
من یه مدت اینجا نیستم.
توروخدا هربدی دیدین حلالم کنین
بعضی از سكانس های زندگی ات را
نه اینجا و نه هیچ جای دیگر
نمی توانی بگویی و تا همیشه باید در قلبت نگهشان داری .
گاهی سه نقطه ها حرف های بسیاری دارند برای گفتن ،
آنقدرها كه می توانی با آنها اشك بریزی ،
بخندی ، بمیری
و دوباره زنده شوی
کاش انسانها به همان اندازه که از ارتقاع میترسیدند
از پستی نیز وحشت داشتند...
بشــر آیینــــــه دار بی ثباتی است
و گـرنـه دانش توحـیـد ذاتـی است
خــــــدا جــز خـاک مـأوایـی نـــدارد
جـهــان غیر خـــــدا جایــی نــدارد
خــــــدا در لابـلای لامـکـــان است
خدا مثل حقیقت بی نشان است
خــدا جاری،خــدا می بـــارد اینجـا
خــدا این عشــق را می کارد اینجا
خـدا در گل،خـدا در آب و رنگ است
خـدا نقـاش این جمع قشنگ است
خـــــدا یعنـــی درختــان حـرف دارند
شقـــایــق ها درونــی ژرف دارنــد
خــــدا ذات گل و ذات قنــاری است
خــــدا اثبـات بـــاران بهـــاری است
خــدا را می تـــوان از خلسه فهمید
خــــدا را در پرستش می تـوان دیـد
خــــدا در بـاطـن آبــاد شراب است
خـدا در قعر چشمان تو خواب است
از حضرت استاد نور علی الهی سوال شد:
چه کنیم عاشق خدا شویم؟
فرمود:
وقتی همه ی محبت های غیر خدایی را از دل بیرون کردی
خود به خود عاشق خدا میشوی.پس انچه که می خواهد ما را مشغول
کند باید محبتش را از قلب بیرون کنیم.
اشتباه نشود وقتی می گوییم محبت مال و اولاد و غیره
از قلب بیرون شود نه این است که وظیفه را در مقابل اولاد و عائله
انجام ندهیم
باید در امورمان جدی باشیم و فعال.
وقتی برای پذیرفتن عشق خدا اماده شدی
عشق می اید..