و پایان یافت لحظه‌های گرم نیایش، لحظه‌های امیدبخش سخن گفتن بی‌پرده با خدا، لحظه‌های صمیمی یگانه شدن با ملکوت، لحظه‌های سبز اعتکاف، اعتکافی آگاهانه و خردمندانه.

و ما چه قدر به تو محتاجیم و از تو دوریم با آن که تو ما را دوست داری، با آن که دلبر یگانه مایی با آن که بی‌تو تنها هستیم، با آن که دل‌مان با یاد تو روشن می‌شود، با آن که جان‌مان با خواندن غزل ازل شکوفا می‌گردد.

و ما چه قدر به تو نیازمندیم، در حالی که خودمان را بی‌نیاز نشان می‌دهیم و فکر می‌کنیم بی‌نیازی مد است و در این روزگار چه چیزها که مد نمی‌شود و چه چیزها که ما را از خودمان و خدایی‌مان دور نمی‌کند.

و ما چه خدای خوبی داریم، در حالی که هر گامی که بر می‌داریم به جای آن که به او نزدیک شویم، از او دور می‌شویم ما چرا گام‌هایی بر می‌داریم که از خود و خدای‌مان دور می‌شویم و به لحظه‌های ناب نیایش نمی‌اندیشیم که می‌تواند ما را با خودمان آشنا سازند و به خدای‌مان برساند.

و این اعتکاف نیز گذشت و این ماه عبادت نیز می‌گذرد، ولی هر لحظه می‌توان خدا را صدا زد و هر دم می‌توان خود را در برابر آینه جان یافت و اندیشه‌ها و باورهای‌مان را مرور کنیم و بررسی کنیم و نقد کنیم.