گریه نکن...
یکی ازم خواسته بود این متنو بذارم که مهدی سعادتی خونده...
آسمون گریه نکن اون دیگه مال تو نیست
تو داری تموم میشی توی این چشمای خیس
چه روزایی که به پاش موندی چشم به راه اون
قلبتو شکست و رفت دلتم بی همزبون
دلتم بی همزبون
چه روزایی که دلت جلو چشماش می شکست
گم شدی تو وعده هاش خیلی حرفا زد و رفت
خیلی حرفا زد و رفت
دلمو میسوزونی قلبو آتیش میزنی
بی وفایشو دیدی دل ازش نمی کنی
بی قراری می کنی گریه زاری می کنی
ببین اشکاتو چطور داری جاری می کنی
داری جاری می کنی
اشک چشماتو نریز واسه اون دل نسوزون
اون دیگه رفتنیه قدر اشکاتو بدون
حالا فهمیدی چرا دلت عاشق شد و مرد
غصه ی اونو نخور اونکه غصتو نخورد
اونکه غصتو نخورد
برو عاشق شو ولی بدون این حقه تو نیست
که بیای واسه یه مرد بری با چشمای خیس
بری با چشمای خیس
دلمو میسوزونی قلبو آتیش میزنی
بی وفایشو دیدی دل ازش نمی کنی
بی قراری می کنی گریه زاری می کنی
ببین اشکاتو چطور داری جاری می کنی
داری جاری می کنی...