سهم من از عشق
روزگار اما وفا با ما نداشت
طاقت خوشبختي ما را نداشت
پيش پاي عشق ما سنگي گذاشت
بي گمان از مرگ ما پروايي نداشت
آخر اين قصه هجران بود و بس
حسرت و رنج، فراوان بود و بس
يار ما را از جدايي غم نبود
در غمش مجنون عاشق كم نبود
بر سر پيمان خود محكم نبود
سهم من از عشق جز ماتم نبود
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۸۹ ساعت 19:35 توسط معصومه
|